$ مدیریت سرمایه

روند و محدوده قیمتی در الگوهای معاملاتی

حتی با نگاهی گذرا به چارت میتوان متوجه شد که نمودارها اکثر زمانشان را در محدوه هاي قیمتی و حالت فلت طی میکنند .نمودار حدود 30 %زمان را در روندها طی میکند.روند زمانی بوجود می آید که قیمت در زمان شروع به افزایش یا کاهش کند .در روند صعودي قیمت دایماً قله ها و قعرهاي بلندتر و بلندتري(higher highs & higher lows) میسازد و در روند نزولی نمودار دایماً قله ها و قعرهاي کوتاه و کوتاهتري(lower lows & lower highs) میسازند .در بازار فلت )یا رنج یا سایدوي یا محدوده قیمتی (نمودار به سمت خاصی نمیرود، و اندازه قله ها و قعرها نسبتاً در یک محدوده ثابت می ماند.

تریدر باید بتواند روند و محدوده قیمتی را تشخیص بدهد .سود کردن در بازار فلت سختتر از بازار رونددار است. استراتژي هاي معامله در دو حالت بازار فلت و بازار رونددار متفاوت است .در بازار رونددار باید با روند همراه بود و با دیدن تصیحهاي کوچک در نمودار دستپاچه نشد و پوزیشن را باید تا آنجایی که روند میرود، نگه داشت .اما در بازار فلت باید بسیار دقت داشت و با دیدن کوچکترین نشانه اي از برگشت، پوزیشن را بست.

تفاوت دیگر این دو بازار اینست که در بازار روند دار، باید در قدرت خرید و در ضعف فروخت .یعنی با روند همراه شد .به قول جس لیورمور، در روند صعودي باید بالا خرید و بالاتر فروخت .در روند نزولی هم باید پایین سل کرد و پایینتر پوزیشن را بست .اما در محدوده قیمتی باید در ضعف خرید و در قوت فروخت .به عبارت دیگر پایین خرید و بالا فروخت .یعنی قیمت که به پایینترین نقطه محدوده )حمایت (رسید، باید خرید و به محض نزدیک شدن به بالاترین حد )مقاومت (باید فروخت.

 

روانشناسی جمعی

روند صعودي زمانی رخ میدهد که گاوها قویتر از خرسها هستند و قیمت را به بالا هدایت میکنند .به محضی که خرسها با تلاش قیمت را اندکی پایین میکشند، گاوها وارد عمل شده و قله بلندتري را میسازند .روند نزولی هم عکس است. وقتی زور دو طرف نسبتاً برابر باشد، قیمت ساید وي(sideway) میشود .به همین دلیل هم هرازچندگاهی یکی موفق میشود بر دیگري غلبه کند اما آنقدر توانایی ندارد که کاملاً بر دیگري غلبه کند، به همین دلیل هم بازار در یک محدوده نوسان میکند.چون مردم بیشتر در حالت بی هدفی به سر میبرند، بازارها هم در اکثر مواقع در رنج بسر میبرند .هراز چندي این جمعیت بی هدف آشفته میشوند و بازار روند دار میشود.

سمت راست چارت سختترین محل است

تشخیص روند و محدوده قیمتی یکی از سختترین وظایف یک تحلیلگر تکنیکی است. پیدا کردن یک روند در وسط نمودار کار بسیار ساده اي است اما وقتی به سمت راست نمودار میرویم، کار مشکل میشود. روند و نمودار را در نمودارهاي قدیمی هم به راحتی میتوان تشخیص داد. سخنرانان و معلمین اینگونه نمودارها را در سمینارها و کلاسها به دانشجویان نشان میدهند تا آنها بتوانند روند را تشخیص دهند .

مشکل اینجاست که بروکر به شما اجازه نمیدهد که در وسط نمودار ترید کنید .شما باید در سختترین محل چارت، در سمت راست آن تریدتان را انجام دهید.گذشته ثابت است و تحلیل آن آسان است .آینده چون سیال است، با عدم قطعیت همراه است .وقتی ترندي را تشخیص میدهیم، قسمت بزرگی از آن گذشته است.بسیاري از نمودارها واندیکاتورها در سمت راست نمودار با هم تناقض دارند.

به همین علت هم باید تصمیم گیري خود را بر مبناي احتمالات قرار دهیم.اکثر مردم نمیتوانند عدم قطعیت را بپذیرند .احساسشان از آنها میخواهد که تصمیم درست بگیرند .به همین دلیل هم آنها به پوزیشنهاي ضررده خود میچسبند و منتظر میشوند تا بازار به سمت جهت مورد علاقه شان برگردد .اما حرفه اي ها به سرعت از پوزیشنهاي ضررده خارج میشوند .به محض اینکه بازار از تحلیلتان تبعیت نکرد بدون اتلاف وقت و احساساتی شدن، با ضرر پوزیشن را ببندید.

 

روش و استراتژي

هیچ روش جادویی براي تعیین ترند وجود ندارد .روشهاي متعددي وجود دارند که باید آنها را ترکیب کرد .وقتی این روشها یکدیگر را تایید میکنند، سیگنال حاصله مطمئن خواهد بود .و زمانی هم که این روشها با یکدیگر مغایرت داشته باشند، بهتر است وارد ترید نشویم.

1-الگوي قله ها و قعرها را بررسی کنید .زمانی که قله ها و قعر ها بلند و بلندتر میشوند، در یک روند صعودي هستیم .و زمانی که هر دو کوتاه و کوتاهتر میشوند، روند نزولی است.

2-براي یافتن روند صعودي آخرین قعرها و براي یافتن روند نزولی آخرین قله ها رو بهم وصل کنید .شیب این خط، روند را تعیین میکند.

3-با رسم میانگین متحرك نمایی۱۳(EMA) دوره اي یا بیشتر و تعیین جهت آن میتوان به جهت روند پی برد .اگرEMA جهت خاصی نداشت )تقریباً افقی بود(، بازار رنج است.

4-برخی اندیکاتورها مثلMACD وADX براي یافتن ترند استفاده میشوند. ADX براي تشخیص روند در مراحل اولیه اندیکاتور خوباست.

ترید کنیم یا منتظر بمانیم

وقتی یک روند صعودي را پیدا میکنیم باید تصمیم بگیریم که فوراً وارد شویم یا منتظر بمانیم که در یک قعر خرید کنیم .اگر فوراً خرید کنید، اشکالی که پیش می آید اینست که چون استاپ در زیر خط روند قرار میگیرد، از نقطه خرید فاصلهنسبتاً بالایی میگیرد و ریسک معامله را افزایش میدهد.

اگر منتظر تصحیح نمودار شوید و در قعر خرید کنید، ریسک کمتري متقبل میشوید اما با 4دسته رقیب خواهید شد :گاوهایی که میخواهند به پوزیشنشان اضافه کنند، خرسهایی که میخواهند بیرون بپرند، تریدرهاي جدید و تریدرهایی که قبلاً فروخته اند و الان میخواهند بخرند .به عبارت دیگر در این قله بسیار شلوغ است .هرچند در فارکس حجم معامله خیلی بالاست، اما این شلوغی ممکن است اسلیپج را بالا ببرد .

ضمن اینکه یک تصحیح عمیق ممکن است بازار را کاملاً برگرداند .در مورد اینکه منتظر تصیح بشویم یا نه نمیتوان نظر قطعی داد. این مساله در میان بزرگترین تریدهاي دنیا هم پاسخ یکسانی ندارد .به نظر میاید که باید منتظر یک الگوي برگشتی در قعر شد تا برگشت به سمت روند را تایید کند .داستان در روند نزولی کاملاً به عکس است.هر روشی را برمیگزینید، باید توجه کنید که فقط مدیریت سرمایه هست که میتواند شما را نجات دهد و یک ترید هرچند هم که جذاب به نظر بیاید، اگر با مدیریت سرمایه شما مغایرت داشت، باید به کناري گذارده شود.مدیریت سرمایه در ایندو روش با هم متفاوت است .

در ترید در روند، پوزیشن کوچکتري را با حد ضرر بزرگتري بردارید تا بتوانید از نوسانات احتمالیبازار دور بمانید .در محدوده قیمتی )چون محدوده هاي حمایت و مقاومت هستندمشخص( شوید وارد کمتر ضرر حد و بزرگتر پوزیشنهاي با میتوانید،. یافتن نقطه ورود از مهمترین مسایل ترید است .بدلیل محدود بودن، تشخیص نقطه ورود در محدوده قیمتی مهمتر از ترید در روند است .به قول گفته قدیمی: “هوشمندي را با بازار صعودي اشتباه نگیر” .اگر نتوانستید تشخیص دهید که بازار رونددار است یا رنج دار، فراموش نکنید که حرفه اي ها در این شرایط فرض میکنند که بازار رنج دار است .

اگر شکتان زیاد است، وارد نشوید.حرفه اي ها عاشق بازار رنج هستند .دایم در آن با ریسک کم وارد و خارج میشوند .اندیکاتورها اکثراً در بازار رنج جواب میدهند و بسیاري از آنها براي بازار ترند دار ساخته نشده اند.

تناقض تایم فریمها

برخی فراموش میکنند که ما در اکثر اوقات در آن واحد هم ترند داریم هم رنج! آنها یک تایم فریم را انتخاب میکنند و با آن ترید میکنند .اینکار باعث میشود که توجه شان از تایم فریمهاي دیگر غافل شود و ترندهاي آن چارتها به این تریدرها ضربه بزند .بازار ممکن است در یک تایم فریم سیگنال خرید بدهد و در دیگري سیگنال فروش .به کدام باید توجه کرد؟ وقتی در مورد ترند شک دارید یک تایم فریم به عقب برگردید .فرض کنید شما با تایم فریم۱۵Mکار میکنید .

براي برگشتن به تایم فریم بزرگتر باید عدد تایم فریم کوچکتر را در 4یا 5ضرب کنید .در این حالت تایم فریم بزرگتر شما۶۰Mیا۱Hمیشود .روند در تایم فریم بزرگتر معناي بیشتري میدهد. تناقض در تایم فریمها تنها بخشی از پازل بزرگ ترید است .حرفه اي ها زمانی که دچار تردید میشوند به تایم فریمهاي بزرگتر نگاه میکنند اما آماتورها فقط روي تایم فریمهاي کوچک تمرکز میکنند .یاد بگیریم حرفه اي عمل کنیم.

2 پاسخ به "روند و محدوده قیمتی در الگوهای معاملاتی"

  1. سلام. عالی بود. ممنونم

ارسال یک پیام

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق برای فارکس استراتژی محفوظ است

طراحی سایت با ♥ فارکس استراتژی

X